تبليغاتX
بانوان

بانوان


اخبار و مقالات خانواده


در آخرين روزهاي سال 1384، «وقتي بنفشه‌ها را، با برگ و ريشه و پيوند و خاك در جعبه‌هاي كوچك چوبين جاي مي‌دادند...» در جمع دوستان حال خوبي نداشتيم. چرا؟ دو دوست ـ دو دختر بيست‌وچند ساله ـ در هم‌زماني عجيبي، اشك‌ريزان و دلگير خبر دادند كه مردهاي زندگي‌شان ـ مردهاي مهم زندگي‌شان ـ تركشان كرده‌اند و رفته‌اند، كجا؟ با زناني بهتر، و اين زنان بهتر، چنانكه از رقباي شكست‌خورده مي‌شنيديم، زناني بودند زيباتر و مقبول‌تر و دلرباتر... در آن لحظه‌ها كاري نمي‌شد كرد جز اينكه بگذاريم اين دخترانِ به‌خودوانهاده در بغضي بزرگ بتركند و عقده‌گشايي كنند. هر چند درگيري‌هاي عاطفي‌اي از اين دست به بلنداي تاريخ مسبوق به‌سابقه‌اند، اما هرجور كه بخواهيم نگاه كنيم شايد به آدم زخم‌خورده و ازنفس‌افتاده‌اي كه براي تسكين يافتن آمده، در چنين لحظاتي نمي‌شد نهيب زد كه: تقصير خودت است كه همة زندگي‌ات را در مردت خلاصه كردي (اين نهيب را شش ماه بعد زديم)... در آن لحظات، البته ساده‌ترين و دم‌دست‌ترين كاري كه مي‌شد كرد اين بود كه هرچه دل تنگمان مي‌خواهد به مردها بگوييم و همة لذت‌پرستي‌هاي دنيا را به آنان منتسب كنيم. آن روزها در گرماگرم همة مكالماتي كه در آن جمع دوستانه مشخصاً حول همين محور مي‌چرخيد، مي‌شد به نكته‌اي فكر كرد كه عامل ترمزكننده بود: همة ما زنان آن جمع دوستانه فقط از تصور خودمان دربارة زنِ دلخواهِ يك مرد مي‌گفتيم و نه چيزي بيشتر... در واقع امكان برخوردِ بي‌واسطه با جنس مخالف و شنيدن نظر مردان دربارة «جذابيت و نحوة انتخاب جفت» چيزي بود كه هيچ‌كدام از ما زنان آن جمع تجربة آن را نداشتيم. ما زنان دربارة زنِ دلخواه يك مرد، براساس شنيده‌ها و ديده‌هايمان، فقط با امكانات ذهني خودمان فكر مي‌كرديم. در تفكر عاميانه، زنان به دنبال مردهاي قوي هستند و مردان به دنبال زنان زيبا... اما اين حكم در عمل بسيار چالش‌برانگيز است. (گذشته از مردان اين مصاحبه كه، در انتخاب جفت، تقريباً همگي عواملي دروني را مهم‌تر از زيبايي تلقي كرده‌اند، اساساً پرداختن به مفهوم زيبايي و تأثير جريان‌هاي تبليغاتي و ابررسانه‌ها در درك زيبايي نيز قابل توجه است.)
آنچه در پي مي‌آيد مطلبي است كه با انگيزه‌هاي شخصي شكل گرفت. هرچند با گسترش مصاحبه و نظرخواهي در مقياسي بزرگ‌تر و در مجالي ديگر، بتوان ماهيت پژوهشي گزارشي ديگر را پررنگ‌تر كرد، اما به‌هرحال خاطره‌هايي از دور و نزديك و گفت‌وگو با چند مرد از طبقات و موقعيت‌هاي مختلف، كه حاضر شدند سفرة دلشان را پاي ميكرفون يك خبرنگار پهن كنند، دستمايه‌اي شد براي توصيف احوالاتي كه در شب عيد سال پيش، به‌جاي آنكه شاد و سرخوشانه و عيدانه باشد، ابري و غمگنانه بود.

خيلي دور
1ـ من پنج‌ساله هستم و اجازة بازي كردن با بچه‌هاي بي‌ادب توي كوچه را ندارم. هنوز خواهر و برادري در كار نيست و مهدكودك هم، كه گويا بهترين راه‌حل براي سرگرم كردن بچه‌هاي تنهاي غرغروست، تا اين لحظه باب نشده. اما ما صاحب يك تلويزيون شاوب‌لورنس هستيم كه از عصر به بعد مرا ميخكوب مي‌كند و اين امكان تكنولوژيك، در اين مقطع تاريخي، امكان غروربرانگيزي‌ است كه فقط در اختيار بعضي‌هاست. تلويزيون شاوب‌لورنس ما يك در چوبي دارد كه از وسط باز مي‌شود، به چپ و راست كشيده مي‌شود و فضاي عجيب و غريب خانة پولدارهايي را به‌ياد مي‌آورد كه مي‌توانند ديوارهاي چوبي كاذب داشته باشند. ما ـ من و بزرگ‌ترها و آدم‌هاي اطراف و اكنافمان ـ در خواب هم نمي‌بينيم كه تلويزيون نسل‌هاي آينده اول فينگرتاچ، بعد ريموت‌دار و بعد فلت و پلاسما شود. جعبة جادوي ما صبح‌ها با پرده‌هاي چوبي پوشيده، ساكت و صامت، در كنج ديوار بيشتر به شيئي تزئيني مي‌ماند. مادرم عاشق سريال افسونگر است، پدرم در لحظات پخش اخبار، مثل حكومت نظامي همه را به سكوت وامي‌دارد و خالة كوچك شانزده‌ساله‌ام، براي ديدن سريال روزهاي زندگي، ثانيه‌ها را مي‌شمارد. من اما به اشتياق ديدن آقايي زنده‌ام كه مي‌دانم در آن سر دنيا، در جايي به اسم امريكا، روزگار مي‌گذراند. اين آقا، بدون اطلاع به تصوير درمي‌آيد و گويندگان، از قبل، ورود و ظهورش را به سمع و نظر ما نمي‌رسانند. اين آقا ستارة يك آگهي تلويزيوني و ستارة قلب و دنياي من است.
كاپيتان بايد سي‌ساله باشد و من حتم دارم كه فاصلة سني بيست‌وپنج‌سالة ما اصلا ً چيز مهمي نيست. او از دنياي مجهول و پرايهام عاطفي بزرگ‌ترها مي‌آيد و آدرس مشخصي را صاف كف دست من مي‌گذارد. كاپيتان، در حال فرود آمدن از پله‌هاي هواپيمايش، در برابر خبرنگاري كه مي‌پرسد: «آقا، زن ايده‌آل شما چه مشخصاتي دارد؟» سينه صاف مي‌كند و مي‌گويد: «زن ايده‌آل من؟ زيبا، ظريف، خوش‌پوش با موهاي طلايي...»

بعد تمام طول و عرض صفحة تلويزيون سياه ‌و سفيد را موهاي زني مي‌پوشاند كه، در رنگين‌كماني از چرخيدن، موها را به چپ و راست تاب مي‌دهد، موها وزن دارند، حجم دارند و لَختيِ غبطه‌برانگيز و ابريشم‌گوني دارند كه مرا مي‌ترساند. آيا در آينده به مدد رنگ موي وِلا خواهم توانست، به اندازة اين زن ـ اين رقيب ـ زيبا و جذاب باشم؟
شب‌ها وقت خواب، بعد از تأكيد موكد مادرم ـ كه آدم‌هاي داخل تلويزيون ما را نمي‌بينند ـ در دلم به بنيان كاذبانة باور بزرگ‌ترها مي‌خندم و، با اتكا به نيرويي غيرقابل توضيح، مطمئن و مطمئن‌تر مي‌شوم كه كاپيتان از وجود و حضور من باخبر است.
من در تلاشم با تك‌تك سلول‌هايم اين پيام فوري را به كاپيتان برسانم.
آقا، لطفاً چه در زمين و چه در هوا، چه وقت اتومبيل‌سواري با ماشين روباز هشت‌سيلندر يا بازي در زمين بيسبال، بدان كه من زودِ زود بزرگ مي‌شوم و موهايم را با رنگ موي وِلا طلايي مي‌كنم و منتظر مي‌مانم تا تو مرا كشف كني.

2ـ به مدرسه مي‌روم و نمي‌دانم كه اين روزها بايد به خودم بگويم:
«اي هفت سالگي
اي لحظة شگفت عزيمت
پس از تو هرچه رفت
در انبوهي از جنون و جهالت رفت...»1
نه، نمي‌دانم.
بي‌خيالِ آقاي خلبان و رنگ موي وِلا، فعلا ً در تلاشم كه نوشتن 78 را با 87 اشتباه نكنم و بتوانم شكل اول و وسط و آخر ث و ص و س را ياد بگيرم.
دنياي بيرون من اما انگيزه‌مند و زنده در روابط بزرگ‌هايي خلاصه مي‌شود كه همه با هم در اتحادي يكپارچه رسالت پيدا كردن يك عروس را گردن نهاده‌اند.
جست‌وجوگران، يعني همة زنان متأهل فاميل، اتوبوس و خيابان و سلماني و ميهماني را بدل به سايت‌هايي كرده‌اند كه در آن مي‌شود عروس را يافت: جويندة يابنده، برندة مسابقه، يعني عمه‌خانم، در مراسم عروسي اعلام مي‌كند: «از سليقة داداشم خبر داشتم، مي‌دانستم كه عروس بايد چشم‌هايش عسلي باشد، موهايش صاف...» و اين‌طور بود كه ما به عروس‌خانم، سيمين خانم، كه يك دختر ريزه‌ميزة موبور و چشم‌رنگي بود گفتيم خانم عموجان...

3ـ سال 2536 است و اسم خيابان آزادي آيزنهاور. در خيابان آيزنهاور، ايستگاهي هست به نام شاوب‌لورنس. اما يك‌سالي مي‌شود كه تلويزيون شاوب‌لورنس ما، به لطف انقلاب جهاني رنگ، جاي خود را به تلويزيون رنگي بلر داده و ما درست در صفحة همين تلويزيون به تفاهم دو خواهر پيشتاز آوازخوان در انتخاب رنگ ساية چشمشان پي مي‌بريم: يا سبز يا آبي.
اما در جعبة جادو چيزهاي مهم‌تري پيدا مي‌شود كه براي فهميدنشان به رنگ نيازي نيست: اخبار جنگ ويتنام، افزايش قيمت نفت در اوپك و پياده شدن انسان در كرة ماه... در سال 2536، اتحاد جماهير شوروي يكپارچه است و فالاچي امتياز سيا را بر كا گ ب در اين مي‌داند كه با سازمان جاسوسي سيا مي‌شود مصاحبه كرد، اما با كا گ ب نه.
اما از جذابيت‌هاي فالاچي كه در ذهن كودكانة من مي‌گنجد يكي هم اين كه بر زواياي زندگي خصوصي مصاحبه‌شوندگانش احاطه دارد و از طرح پرسش‌هاي افشاگرانه پرهيز نمي‌كند. او نفوذ و ارتباط زن‌ها بر شاه را موضوع بحث با شاهنشاه ايران قرار مي‌دهد، طيف متنوع معشوقه‌هاي كيسينجر، نخست‌وزير امريكا، را فهرست مي‌كند و ترسي ندارد از اينكه چشم در چشم اسقف‌ ماكاريوس، پيشواي كليساي ارتدوكس و رئيس‌جمهور آن روز قبرس، بدوزد، تعداد معشوقه‌هايش را رو كند و بگويد: «من هرگز آن تصويري را كه از شما رسم كرده‌اند باور نكرده‌ام؛ پرهيزگار، گياه‌خوار. عالي‌جناب، مي‌گويند كه شما يك بار در جشني دربارة رقص يك زن گفتيد زيبايي زن نعمت الهي است، حقيقت دارد كه شما خيلي از زن‌ها خوشتان مي‌آيد؟»
در سال 2536، تيمسار 60 سالة امروز ـ كه فالاچي را نمي‌شناسد ـ بايد سي‌‌ويكي ‌دوساله باشد.

خيلي نزديك
دارم با چشم‌هاي بزرگسالي‌ام به دنيا نگاه مي‌كنم. در همين مهماني ديشب، ديدم اين آقاي تيمسار، كه ميانسالي را هم پشت سر گذاشته، خودش را از همة مردان ميهماني برازنده‌تر مي‌پندارد. البته و الحق چنين نگاهي به خود زياد هم حاصل خودشيفتگي نيست. تيمسار با گردن افراشته و بدن قوي، حتي اگر خودش نخواهد، قاطعيت بلامنازع حضورش را به محيط تحميل مي‌كند. كت و شلوار دوخت خارجش بر اين قامتِ يك متر و نودوهشت سانتي‌متري چنان خوش نشسته كه مي‌شود گفت كاش خياط مي‌آمد و حاصل برش و سوزن‌زدنش را مي‌ديد. تيمسار آشكار بر قدوبالاي سروگون خود مي‌نازد. او به يمن همين قد و بالا چند دهه پيش به مدرسة‌ نظامي رفته و به موقعيتي رسيده كه هنوز به آن تفاخر مي‌كند...
چهرة تيمسار به سايه‌اي درهم‌برهم مي‌ماند و تو فقط از نزديك مي‌تواني بفهمي كه سبيل رنگ‌شده به چهره‌اش مايه‌اي از وقاحتي پيدا و ناپيدا داده است. معلوم است كه، وقت خالي كردن تيوپ و مخلوط كردنش، به تناقض رنگ مشكي پركلاغي با مردمكان كم‌فروغ و رنگ ‌پريده‌اش توجهي نكرده. تيمسارِ حراف به كسالت‌ شنونده‌هاي مؤدب روبه‌رويش هم توجهي ندارد...
تيمسار هميشه، وقت دورخيز كردن براي مرور خاطرات، سر بلند مي‌كند، نگاهش را به اطراف مي‌چرخاند، فاصله‌اش را با همسرش مي‌سنجد، صدايش را پايين مي‌آورد و مثل فاش كردن يك سرّ مگو مي‌گويد: «آقا، بين همة دوست‌دخترهاي من ـ كه همه از دوستان شهبانو بودند ـ يكي‌شان حرف نداشت. كفش پاشنه‌بلند كه مي‌پوشيد هم‌قد خودم مي‌شد. زمستان‌ها پالتو پوست مينكش از تنش درنمي‌آمد، صورت عين جينا لولو، قد و هيكل عين لورن باكال، همة افسرهاي آن موقع آواره و ديوانه‌اش بودند...»
در اعماق تيمسار، چيز زنده‌اي با بازگويي اين خاطره وول مي‌خورد. گذشته در حال امتداد پيدا كرده و خاطراتْ فايل‌هاي بسته‌شده در زمان حال نيستند و من فكر مي‌كنم ممكن است مردي را ببينم كه شجاعت بازگويي خاطراتي از اين ‌دست را، در فاصله‌اي نزديك با همسرش، داشته باشد؟

در 55 سالگي و با از سر گذراندن اين‌همه تجربه
آقاي سيدولي از تيمسار پنج سالي كوچك‌تر است. او با رفتار و ظاهري مذهبي روبه‌رويم مي‌نشيند و سر را پايين مي‌اندازد. از همان ابتدا صحبت را به همسرش مي‌كشاند و او را عزيز و بزرگ‌ترين شانس زندگي‌اش مي‌خواند:
«تابه‌حال دو ركعت نماز خانمِ من قضا نشده. روزي كه با هم ازدواج كرديم، گفتم كه چيزي را از او پنهان نخواهم كرد و من نه‌فقط صحبت‌هاي شما را به او مي‌گويم كه اساساً مشكلي ندارم كه مصاحبة شما در حضور او باشد.» آقاي سيدولي در مجيدية شمالي، در آپارتمان 11 واحدي زندگي مي‌كند كه خود سازندة آن بوده. معرفش، مهندسي كه با او همكاري كرده، او را آدم متفاوتي مي‌خواند كه بارها با كوله‌پشتي و كيسة خواب در جاهاي مختلف دنيا زندگي كرده... خودش مي‌گويد كه نجاري، آهنگري، لولـه‌كشي، برق‌كشي، نصب كاشي و تعمير انواع اتومبيل را مي‌داند و از درآمدش هيچ برآوردي به‌دست نمي‌دهد: «يك‌وقت، علاوه بر همة اين كارها، كار واردات لوازم ساختماني هم انجام مي‌دهيم، بعضي‌وقت‌ها هم درآمدي نداريم و از پس‌انداز مي‌خوريم...»
او كه از دوبي و تبت تا اروپاي غربي و شرقي و جمهوري‌هاي مختلف روسيه را ديده، در اواسط مصاحبه، ناگهان پاسخ‌هايم را به زبان آلماني مي‌دهد و به زبان‌هاي عربي و روسي و تركي، مي‌خواهد بداند كه چقدر زبان بلدم. آقاي سيدولي نه‌فقط بانكوك و لاس‌وگاس كه ماكائو را هم خوب مي‌شناسد. در ابتداي مصاحبه، در كت و شلوار خاكستري و با نگاه دنياديده‌اش، با لحن معلم‌وار و عارفانه‌اي از «انسان» مي‌گويد و اين «انسان» را حاصل ممزوج شدن دو عنصر باد و خاك مي‌داند و دقايقي بعد بحث را به جنيفر لوپز و ارتباطش با شركت‌هاي بيمه مي‌كشاند.
«از جواني فكر مي‌كردم اگر زني مرا فقط براي لذت بردن خودش بخواهد كه آن رابطه به‌درد من نمي‌خورد. اگر من زني را براي لذت بردن بخواهم كه باز هم به‌درد نمي‌خورد، چون در اين صورت يا براي پول آمده يا براي راه افتادن كارش يا به هزار دليل مصلحت‌جويانة ديگر... براي من نكتة مهم اين است كه طرف مقابل اساساً و از ته دل بخواهد كه كنار من باشد.» مي‌پرسم: «يعني انتخاب يك دختر 18 ساله با يك زن 50 ساله براي شما فرقي ندارد؟» جواب مي‌دهد: «مسلماً بين اين دو، كسي را انتخاب مي‌كنم كه بيشتر بتواند به من عشق بورزد.»
آقاي سيدولي معتقد است مردهاي ايراني غربي‌پسندند، و نتيجه مي‌گيرد كه چيزي كه در دسترس نيست باارزش مي‌شود. او قبول ندارد كه زن‌هاي اروپاي شرقي در مقايسه با زنان سياهپوست يا زردپوست جذابيت بيشتري دارند.
«مردها چون اصل را نمي‌شناسند مي‌گويند چشمش قشنگ است. لبش قشنگ است، اندامش قشنگ است. زن و مرد بايد قبل از هر ارتباطي همديگر را فهميده باشند و بدانند كه براي چي در كنار هم هستند.»
يك جمله از آقاي سيدولي: «عروسك توخالي به‌درد نمي‌خورد. جذابيت واقعي از درون مي‌آيد.»

«پس چطور اين‌همه مرد عاشق زن‌هاي بي‌ريخت مي‌شوند؟...»
فرزين 28 ساله با خانواده‌اش در خيابان ديباجي زندگي مي‌كند، او مهندس الكترونيك است و ماهي 250 هزار تومان درآمد دارد. وقت مصاحبه، با آنكه به‌واسطة معرف، روبه‌رويم نشسته و سروشكل دفتر و تحريريه را ديده، باز از من كارت خبرنگاري مي‌خواهد. كارت را نشانش مي‌دهم و از اين‌همه قانون‌گرايي و احتياط قدرداني مي‌كنم. مي‌گويد: «چه مي‌شود كرد، بابا وكيل پايه‌يك هستند و ما هميشه با مسائل همين‌جوري برخورد مي‌كنيم، ببخشيد!» فرزين، به‌رغم محافظه‌كاري اوليه، از همان ابتداي گفت‌وگو درِ قلبش را باز مي‌كند و دل شرحه‌شرحه‌اش را نشانمان مي‌دهد: «شايد هفت هشت سال پيش، من تو فكر هيكل بودم، شايد تو فكر ظاهر بودم، اما الان كه فهميدم اين‌قدر در دخترها نامردي زياد است خيلي بيشتر از قبل دنبال اين هستم كه طرف راست بگويد...»
از فرزين مي‌پرسم كه معمولا ً با دخترها در چه جاهايي آشنا مي‌شود. مي‌گويد: «گاهي تو ميهماني، ولي بيشتر بيرون، من به زيبايي و هيكل خيلي حساسم، ولي الان آن‌قدر همة دخترها دروغگو شده‌اند كه نمي‌توانم خوش‌بين باشم، به‌نظر من اگر دختري كسي را بجز من توي زندگي‌اش داشته باشد و به من نزديك شود، فاجعه است.»
از فرزين مي‌خواهم كه زن ذهني‌اش را توصيف كند. پاسخ مي‌دهد: «يك آدم قدبلند با قد مثلا ً 170 سانتي‌متر. بعد ذاتاً روشن باشد، نه اينكه مش كرده باشد، اين روزها همه مش دارند. من فقط يكي دو تا خانم را ديدم كه مش واقعاً بهشان مي‌آمد. دوست ندارم از ستاره‌ها و خواننده‌ها اسم ببرم، از شخصيت‌پرستي و گنده كردن آدم‌ها خوشم نمي‌آيد، ولي خوب مثلا ً نيكول كيدمن خيلي خوب است!»
وقتي از فرزين مي‌خواهم نحوة انتخابش را توضيح دهد، مي‌گويد: «اول به هيكل و بعد به تيپ و قيافه نگاه مي‌كنيم. اما بلافاصله بعد، برخوردي كه طرف مي‌كند مهم مي‌شود. وقتي بهش سلام مي‌كني، با واكنشي كه نشان مي‌دهد...» مي‌پرسم: «چه‌جور واكنشي را ترجيح مي‌دهي؟» مي‌گويد: «واكنش مؤدبانه و شيطنت‌آميز هر دو خوب است و هركدام به‌نوعي. بدترين برخورد برخورد غيرمؤدبانه و توهين‌آميز است و بدانيد كه اكثر دخترها بي‌ادب‌اند، يعني در قبال برخورد مؤدبانه و درست هم بي‌ادب‌اند... وقتي توانستي صحبت كني، طرف با جواب سلامش، با حرفش و با رفتارش به تو مي‌گويد چه‌كاره است، باكلاس است، بي‌كلاس است، آدم‌حسابي است.»
از فرزين كه مي‌پرسم تابه‌حال با چند دختر آشنا شده، پاسخ مي‌دهد: «چهل پنجاه تا.» مي‌پرسم كوتاه‌ترين رابطة بين دختر و پسرها چقدر طول مي‌كشد، مي‌گويد: «خيلي‌وقت‌ها تلفن اول به تلفن دوم نمي‌رسد، خودت تلفن را دادي، بعد مي‌گويي: لطفاً به من زنگ نزن. بعضي‌وقت‌ها به يك دور زدن چند دقيقه‌اي هم نمي‌رسد.»
او در مقابل اين سؤال كه چه‌جور دختري براي پسرها افتخار يا به‌اصطلاح كلاس مي‌آورد، مي‌گويد: «پسرها با هرجور دختري دوست شوند براي خودشان دليل مثبت مي‌تراشند، اگر طرف ريزه‌ميزه باشد مي‌گويند ظريف و مينياتوري است، اگر قدبلند باشد، مي‌گويند...
فرزين مي‌گويد كه از بين دخترهايي كه با آنها آشنا شده چهل درصدشان زشت بوده‌اند. خودش با اندام متوسط و در حدود 180 سانتي‌متر قد، موهاي پرپشت مجعد و مشخصات ظاهري مطلوب يك مرد شرقي، تأكيد مي‌كند: «من مي‌توانم دختري را كه قشنگ نيست دوست داشته باشم، به شرطي كه وفادار باشد. دخترها هم مي‌گويند براي آنها وفاداري و دوستي فابريك مهم است، ولي دروغ مي‌گويند.»
مي‌پرسم: «پس دخترها چي مي‌خواهند؟»
مي‌گويد: «به‌نظر من بيشتر دخترها مادي‌اند. همه‌اش مي‌گويند مايه‌دارتر و خوش‌تيپ‌تر و پولدارتر، نمي‌گويند پسر خوب‌تر، بهتر، كم‌آزارتر. من كه الان پرايد دارم فكر مي‌كنم با هركسي دوست شوم، به محض اينكه يكي با 405 پيدا شود مي‌رود طرف او.»
از فرزين مي‌پرسم كه تا حالا عاشق شده. مي‌گويد: «نه، ولي دلم مي‌خواهد. فقط اميدوارم طرف ارزشش را داشته باشد. مي‌دانيد طرف اگر ونوس هم باشد، وقتي توي فكرت امنيت نداشته باشي، ارزشش را ندارد. قيافه و هيكل در درجة دوم است. طرف ورزشكار، شناگر و بدن‌ساز باشد خوب است، اما اينها همه‌اش مال دو هفتة اول است، بعد براي آدم عادي مي‌شود. اصلا ً به اين نگاه كنيد كه چطور اين‌همه مرد عاشق زن‌هاي بي‌ريخت مي‌شوند؟»
يك جمله از فرزين: «آدم از زني كه عاشقش است ايدز هم بگيرد ارزشش را دارد...»

همة مردان اين سال‌ها
گوشي تلفن بي‌سيم را برمي‌دارد و مثل يك آدم‌آهني جمله‌هايي را ماشين‌وار مي‌گويد، هياهوي بيماراني كه مي‌خواهند آقاي دكتر را ببينند، با زنگ‌هاي بلاانقطاع دو خط تلفن، همراه شده. در مقابل ميزش، چند بيمار، در اعتراض به وقت ضايع‌شده‌شان، صف كوتاهي ساخته‌اند، اما همه نوبت حرف‌زدنشان كه مي‌رسد، مثل خطاكاران خطاهاي كوچك، گردن‌هايشان را يك‌وري مي‌گيرند و در گفتار مؤدب زير لبشان نشاني از اعتراض و قاطعيت نيست. بي‌اعتنا و با صداي بلندش همه را سرجايشان مي‌نشاند. ظاهراً در جمع حُضار تنها كسي كه استحقاق كمي‌ توجه دارد منم. لبخند عجولانه‌اي تحويل مي‌دهد، با دست‌هاي خيلي زيبايش گوشي تلفن را برمي‌دارد و نمايشي تعمدي و هدفمند اجرا مي‌كند. زني كه زندگي‌اش عمدتاً از طريق صيغه شدن مي‌گذرد مصمم شده جايگاه رفيع مالي‌اش را نشان خبرنگاري بدهد كه آمده از مردهاي زندگي‌اش پرس‌وجو كند: «الو، سلام حاج‌آقا، پس اين 206 چي شد؟ گفته بودم خدمتتان قرمز باشد، صفر باشد.» امروز قرار بود آخرين شوهر در مطب حاضر باشد. انتظار داشتم كه آقاي احد ج.، كه در غرب تهران آهن‌فروشي دارد، خودش از دلدادگي‌اش بگويد. فكر مي‌كردم حالا حتماً يك‌تنه به قاضي مي‌رود، همة حق‌هاي دنيا را به خودش مي‌دهد و مفصل از روزمرگي رابطة خالي از هيجانش با زن سرد و بي‌توجهش مي‌گويد و به من ثابت مي‌كند كه مثل يك بيمار بدحال اورژانسي ـ به اين درمان فوري ـ به خانم منشي نياز داشته. اما آقاي احد ج. نيامد كه نيامد. در عوض خانم منشي به نمايندگي از طرف همة شوهران هفت سال گذشته بر اين نكته پاي فشرد: «به من مي‌گويند تو خيلي زني، هركسي تو را ببيند عاشقت مي‌شود...» از زير روسري خانم منشي موهاي كم‌پشتش پيداست. اما نه از قول خودش و نه مردان زندگي‌اش چيزي در اين باره نمي‌گويد.
دست و پاهاي زيبا، چشمان خمار و خمور و پروتزهايي كه در جاهاي مختلف بدن جا مي‌گيرند مي‌توانند در رابطه‌اي معني‌دار با جواهرهاي ايتاليايي شناسنامه‌دار، ماشين‌هاي برق‌افتادة پشت ويترين نمايشگاه‌ها و اسناد آپارتمان‌هاي كوچك و بزرگ، به تعامل برسند. اما اين يك قاعدة عام نيست. از اسقف ماكاريوس و تيمسار و دلالان آهن مي‌گذريم. به دوروبرمان نگاهي مي‌اندازيم...

«من خودم زن و بچه دارم»
آقاي اكبري 42 ساله، لاغر و استخواني و ريزنقش، نظافتچي منازل است، خودش اينجا و زن و بچه‌اش در اراك‌اند و در طول سال فقط بهمن و اسفند كاروبارش خوب است. او از هفت صبح تا هر وقت كه مشتري بخواهد مي‌ماند و در روز گاهي تا پانزده هزار تومان دستمزد مي‌گيرد. آقاي اكبري در خانة خواهرش، در حوالي ميدان خراسان، زندگي مي‌كند.
با آقاي اكبري پيش از اين ـ تلفني ـ دربارة موضوع مصاحبه گفته‌ام. داوطلبانه و در يك روز پربرف، در خيابان‌هاي پرترافيك و بسته، خودش را رأس ساعت مي‌رساند و حالا مي‌بينيم كه با صورت اصلاح‌شده و كت و شلوار تميز و نو، لبخند مي‌زند، اما طولي نمي‌كشد كه معلوم مي‌شود از آقاي اكبري نمي‌شود حرفي درآورد:
 آقاي اكبري، در جريان هستيد كه ما دنبال جواب دادن به اين سؤاليم كه چه مشخصاتي در زن‌ها ممكن است براي مردها جالب...

وسط حرفم مي‌پرد:

○ توي خانه‌هاي مردم، گوشواره، انگشتر همه‌چيز هست، اما من دست نمي‌زنم، من خودم زن و بچه دارم.
 حتماً. متوجهم. گفتيد كه متأهليد، چطور با همسرتان آشنا شديد؟ در خواستگاري، به خانوادة دختر توجه كرديد يا مشخصات خود دختر؟
○ ما نشناخته رفتيم. خانواده‌اش را نمي‌شناختيم، خودش را هم نديديم...
 چطور؟ مگر در خواستگاري به ظاهرش نگاه نكرديد؟
○ ظاهر و باطنش را نگاه نكرديم، خواهرم بود، دامادمان بود، بعد هم گفتند برود آشپزخانه چايي بياورد، ما سرمان پايين بود، اصلا ً نگاه نكرديم.
 خوب وقتي براي اولين بار به‌درستي ايشان را ديديد، پش


برچسب ها : آقا , ببخشيد , , ايده‌آل , شما...؟

نوشته شده در 1387/7/13ساعت توسط | نظر (2)

خصوصیات متولدین ماه های مختلف:سمبل-عنصر-سیاره -روز اقبال-اعداد شانس-سنگ خوش یمن-رنگ

فروردين


سمبل : قوچ

عنصر: آتش

سياره : مريخ

عضو آسيب پذير :سر

روز اقبال : سه شنبه

اعداد شانس : 6 ، 9

سنگ خوش يمن: الماس

رنگ : قرمز

فرورديني ها در پي عشق آتشين و پر شورترين عشق ممكن اند

او خود به خود جنس مخالف را جذب مي كند . لذتهاي جسماني براي او

بسيار اهميت دارد و گاه احساس مالكيت شديدي نسبت به معشوق خود

را دارد
-----------------------------------------
ارديبهشت

سمبل : گاو نر

عنصر : خاك

سياره : ناهيد

عضو آسيب پذير : گردن

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس : 4و6

سنگ خوش يمن : زمرد سبز

رنگ : آبي روشن

گل : خشخاش

حيوان : گاو

جذاب است و عشقش تا حدي نفساني.براي او عشق اهميت زيادي

دارد و اگر عاشق شود عاشقي فداكار خواهد بودمعمولا صبر ميكند

ابتدا طرف مقابل تعهد خود را ثابت كند و سپس خود را در اين

تعهد شريك ميكند
-----------------------------------------
خرداد

سمبل : دو قلوها

عنصر : هوا

سياره : عطارد

عضو آسيب پذير : دست و شانه

روز اقبال :چهارشنبه

اعداد شانس : 5و9

سنگ خوش يمن : عقيق

رنگ : زرد

گل : زنبق

حيوان : پروانه

چه راحت ميتوان عاشق او شد. جذابيت و شيريني كلام او به خوبي

بر اين مدعاست.او عاشق شادي و خوش بودن است و اگر نتواني

او را شاد كني جذابيت خود را از دست مي دهي
-----------------------------------------
تير

سمبل : خرچنگ

عنصر : آب

سياره : ماه

عضو آسيب پذير : سينه و شكم

روز اقبال : دوشنبه

اعداد شانس :3و7


سنگ خوش يمن : مرواريد

رنگ : نقره ايي

حيوان : حيوانات صدفدار

او مانند سياره خود ، ماه در حال تغيير است اگر به او اطمينان كامل

نداشته باشي هرگز رابطه ي عاشقانه با اونخواهيد داشتاو از عشق ورزيدن

لذت مي برد و در عوض ميخواد آن را دريافت كند
-----------------------------------------
مرداد

سمبل : شير

عنصر :آتش

سياره : خورشيد

عضو آسيب پذير : قلب و پشت بدن

روز اقبال : يكشنبه

اعداد شانس : 8و9

سنگ خوش يمن : ياقوت

رنگ : زرد

گل : آفتابگردان

حيوان : گربه سانان

عاشق عاشق شدن است و معشوق خود را غرق هداياي خود مي كند
تلاش مي كند تا رابطه ي عاشقانه ي بي نقصي را خلق كند
-----------------------------------------
شهريور

سمبل : باكره

عنصر : خاك

سياره : عطارد

عضو آسيب پذير : سيستم عصبي

روز اقبال : چهارشنبه

اعداد شانس : 3و5

سنگ خوش يمن : ياقئت كبود

رنگ : سبز

گل : بنفشه

حيوان : سگ كوچك – گربه
مي تواند چنان تودار باشد كه به نظر برسد كه از برخورد با ديگران
منع شده .ولي آن گاه كه به عشق واقعي خود دست پيدا كند ديگر اين ويژگي او
را نخواهيد ديد.براي چنين انسان فدكارومهربان تحمل سختي بسيار با ارزش است
او به آساني در عشق گول نمي خورد چون مي داند در پي چيست
-----------------------------------------
مهر

سمبل : ترازو

عنصر : هوا

سياره : ونوس

عضو آسيب پذير : كمر و كليه ها

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس : 6و9

سنگ خوش يمن : الماس

رنگ : آبي و بنفش

گل : سرخ

حيوان : خزندگان

او مي تواند دوست خوب و ميزباني عالي باشد او در سياست

دومي ندارد.

-----------------------------------------

آبان

سمبل : عقرب

عنصر : آب

سياره : پلوتون

روز اقبال : سه شنبه

اعداد شانس : 2و4

سنگ خوش يمن : ياقوت زرد

رنگ : قرمز

حيوان : حشرات
مرموز است ولي ميتواند عاشق باشد.از حمايت ديگران لذت مي برد
او مي تواند حسود و تودار باشد.با كسي كه حس كند قابل اطمينان است
كنار مي آيد
-----------------------------------------

آذر

سمبل : كمان دار

عنصر : آتش

سياره : ژوپيتر

عضو آسيب پذير : كبد

روز اقبال : پنج شنبه

اعداد شانس : 5و7

سنگ خوش يمن : فيروزه

رنگ : ارغواني

گل : نرگس

حيوان : اسب

اگر شخص مورد علاقه اش را پيدا كند وفادار است.مشكل اينجاست
كه خواسته اش را بيان نمي كند و صبر ميكند تا خودتان حدس بزنيد
-----------------------------------------
دي

سمبل : بز

عنصر سمبل : بز

عنصر : خاك

سياره : زحل

عضو آسيب پذير : زانو- استخوان

روز اقبال : شنبه

اعداد شانس :8و9

سنگ خوش يمن : عقيق رنگارنگ

رنگ : سياه و قهوه ايي
عجله ايي در عشق ندارد.نه به سرعت عاشق مي شود نه به
سادگي راز دل خود را مي گويد او همواره در حركت است ولي
نمي داند چرا.فقط مي داند بايد موفق شود اگر فكر ميكنيد مي توانيد
او را از رسيدن به هدفش باز داريد و به سمت خود جذب
كنيد سخت در اشتباهيد

-----------------------------------------
بهمن

سمبل : آب گير

عنصر : هوا

سياره : زهره

عضو آسيب پذير : مچ و ساق پاها

روز اقبال : چهارشنبه

اعداد شانس : 1و7

سنگ خوش يمن : ياقوت ارغواني

رنگ : آبي

حيوان : پرندگان درشت اندام

اگر عاشق متولد بهمن باشيد با تمام وجود عاشق شما خواهد شد

تنها نكته ايي كه بايد از آن دوري جوييد اين است كه بر سر راه

پيشرفت او قرار نگيريد. او عاشقي صادق است. دير عصباني

مي شود. آزار دهنده نيست .برنامه هاي خودش را دارد .هرگز تغيير

نخواهد كرد.اگر نتوانيد خود را با ايده هاي گوناگون مذهبي ،فرهنگي

و اجتماعي او هماهنگ كنيد هرگز شانسي براي دستيابي به عشق پايدار

او نخواهيد داشت

-----------------------------------------
اسفند

سمبل : دو ماهي كه خلاف جهت هم شنا مي كنند

عنصر : آب

سياره : نپتون

عضو آسيب پذير : پاها

روز اقبال : جمعه

اعداد شانس : 2و6

سنگ خوش يمن : ياقوت كبود

رنگ : سبز روشن

گل : نسرين

حيوان : ماهي

او به پاي معشوق فداكاري هاي بسيار مي كند

اگر عاشق شماست واقعا خوشبختيد.

براي حفظ اين رابطه از هيچ كاري رويگردان نيست

مادامي كه به او وفادار باشيد از آن شما خواهد بود




برچسب ها : اعداد , شانس , سنگ , خوش , یمن , شما

نوشته شده در 1387/7/13ساعت توسط | نظر دهيد

فروردين
امروز زهره به برج سنبله مي رود. اين قسمت از چارت شما به كار و ارتباط با همكاران مربوط مي شود. مي توانيد رئيس خود را به نظراتتان جذب كنيد او از پيشرفت شما خوشحال مي شود. اگر با يك متولد شهريوري آشنا هستيد اكنون براي ارتباط با وي زمان فوق العاده ايست.


ارديبهشت
امروز زهره به برج سنبله می رود.بر مسائل احساسی فعالیت های گروهی و لحظات خوب تاکید زیادی وجود دارد.دیگر در یک جا نمی مانید و پیشرفت می کنید.


خرداد
امروز زهره به برج سنبله مي رود. اين قسمت از چارت شما به خانه و خانواده مربوط مي شود. شايد خيلي جالب نباشد اما در خانه سرگرمي زيادي داريد و همچنين ديگران شما را به خاطر تلاش هايتان تشويق مي كنند.


تير
امروزه ، زهره به برج سنبله می رود. سفرهای کوتاه مدت لذت بخش و جالب هستند. کمی به اطراف اوجه کنید و گلها را ببویید. به جای اینکه تنها با سرعت از یک جا به جای دیگر بروید.




مرداد
امروز ونوس وارد علامت شهريور مي شود و مسائل مالي شما را تحت الشعاع قرار مي دهد و جناب شير، هر دوي ما به خوبي مي دانيم كه بايد با وسوسه خريد انواع اشياء لوكس و دوست داشتني، مبارزه كنيد! ممكن است كه هزينه هاي كوچكي كه براي تفريحات است خسارت چنداني به بار نياورد، ولي شما كه نمي خواهيد حالا خود را دچار دردسر كنيد آن هم درست زمانيكه تصميم گرفته ايد،‌ حساب بانكيتان را متعادل سازيد. مي خواهيد؟


شهريور
یک نفر که شما را خوب می شناسد پیشنهاد های زیادی برای شما دارد و اگر به آن ها عمل نکنید ناراحت می شوند.سعی کنید در مقابل آن ها بایستید و اگر نه کنترل زندگی تان را از دست می دهید.


مهر
ستارگان بیانگر این هستند که امروز روز خوبی برای مرتب کردن اوضاع و برطرف کردن مشکلات است.شما نمی توانید این اوضاع را بیش از حد تحمل کنید و ممکن است افراد خاصی این حالت شما را حمل بر جدی و زورگو شدن شما بگذارند ولی اگر اهمیتی ندهید هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.ولی در حال سعی کنید که به زور دیگران را مجبور نکنید که افکار شما را بپذیرند و یا شما را همراهی کنند چرا که این امر ممکن است باعث بروز اختلافات زیادی در آینده ای نزدیک شود.


آبان
امروز ونوس وارد برج سنبله می شود.این قسمت از چارت شما به روابط دوستانه تان مربوط می شود.سعی کنید با افرادی که دوست شان دارید معاشرت کنید و احساس رضایت بخشی به دست آورید.شاید تصمیم بگیرید به کلاس بدنسازی بروید،چه ایده خوبی!


آذر

چون امروز از آن روزها نيست كه امكان اتفاق هر چيزي هست هرگز نپرسيد برنامه امروز چيست. هشيار باشيد كه چون امروز شما روحيه شاد و آماده براي ريسك كردن داريد امكان دارد كاري كنيد كه يك حجم عظيمي از پولهاي حساب بانكي خود را از دست دهيد. سعي كنيد خود را كنترل كنيد وتا زماني كه احساس نكرده ايد بيشتر كنترل كيف پول خود را داريد دست به كاري نزنيد.

دي
ونوس وارد برج سنبله مي شود. به طور ناگهاني يك شخص خاص برايتان جذابيت پيدا ميكند. ممكن است قبلاً هم در روز او را ديده باشيد اما متوجه او نشده بوديد. اين موضوع جذابيت خاصي به كارهاي روزانه تان مي دهد . اين طور نيست؟


بهمن
امروز از خودتان مایه می گذارید تا به شخصی کمک کنید زیرا نیازها و خواسته های آنها را برتر از نیازهای خود می دانید. شاید پول زیادی برای این موضوع خرج کنید. گرچه در این زمان کار درستی می باشد اما شاید دیگران با کاری که می کنید موافق نباشند و شاید شما هم در آخر عمل خودتان را توجیه کنید.نگران نباشید حتماً بحثی متقاعدکننده با آنها خواهید داشت.


اسفند

ونوس به سنبله وارد می شود نزدیکترین عزیزترین- واقعاً از توقف ها عقب نشینی می کند تا به شما فقط نشان دهد که چه قدر آنها به شما علاقه دارند.عشق بخش روشن صحنه است.که تغییرات شگفت آوری می سازد دماغ شما را به خاک می مالد تا به طرف مسائل عالی بروید.




برچسب ها : طالع , بینی , شما

نوشته شده در 1387/7/13ساعت توسط | نظر دهيد

بهرام رادان   رضا عطاران   امين حيايي

حسین تهی    نیوشا ضیغمی




نوشته شده در 1387/7/9ساعت توسط | نظر دهيد

مهر: دکتر عبدالرسول پورعباس درباره تصویب دو فوریت طرح روز گذشته مجلس مبنی بر افزایش ظرفیت پذیرش در دانشگاههای بزرگ گفت: ظرفیت پذیرش در دانشگاهها وجود ندارد و وزرای علوم، تحقیقات و فناوری و وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی روز آینده در خصوص این طرح در مجلس اعلام موضع می کنند.

وی اظهار داشت: نمایندگان مجلس بر اساس این طرح خواستار افزایش ظرفیت بیشتر برای کنکوریهای 87 علیرغم ظرفیت ایجاد شده توسط سازمان سنجش هستند اما ظرفیت دانشگاهها تکمیل شده و جایی برای ظرفیت جدید وجود ندارد.

رئیس سازمان سنجش آموزش به مهر گفت: عصر امروز نیز مسئولین سازمان سنجش با حضور در مجلس به سئوالات برخی از نمایندگان پاسخ می دهند.

به گزارش مهر، نمایندگان مجلس شورای اسلامی با دو فوریت طرح افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاههای مادر و ممتاز درجه یک در سال 1387 موافقت کردند.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز دو فوریت طرح افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاههای مادر و ممتاز و درجه یک در سال 1387 را بررسی و با 201 رای موافق ، 41 رای مخالف و 6 رای ممتنع از 253 نماینده حاضر با این دو فوریت موافقت کردند.

در صورت تصویب نهایی این طرح ظرفیت کلیه رشته هایی که در سال 1387 نسبت به سال 1386 کاهش ظرفیت پذیرش دانشجو داشته اند به میزان ظرفیت پذیرش دانشجو در سال 1386 افزایش می یابد.

همچنین براساس این طرح دو فوریتی 10 درصد به ظرفیت پذیرش دانشجو در سال 87 در کلیه رشته ها علاوه بر آنچه در دفترچه پذیرش دانشجو اعلام گردیده است، اضافه می گردد.

درصورت تصویب نهایی افزایش ظرفیت ایجاد شده بر اساس این قانون صرفا بر اساس رتبه کشوری داوطلبان در آزمون سراسری 1387 و بدون در نظر گرفتن شرایط بومی و سهمیه ای صورت می گیرد.

همچنین بر اساس تبصره دیگری از این طرح به دولت اجازه داده خواهد شد تا بار مالی ناشی از این افزایش ظرفیت را با جابجایی در اعتبارات جاری و تملک دارایی به دانشگاهها پرداخت نماید.

طراحان این طرح دو فوریتی با توجه به نابسامانی در پذیرش دانشجو در سال 87 که از طریق آزمون های سراسری پذیرفته شده اند و جهت جلوگیری از تضییع حق داوطلبان این طرح را تقدیم مجلس کردند.



برچسب ها : واکنش , پورعباس , طرح , مجلس

نوشته شده در 1387/7/8ساعت توسط | نظر دهيد

فارس: در نشست مشترك وزير صنايع و معادن با رئيس كل بانك مركزي و مديران عامل بانكهاي دولتي ، درخصوص تشكيل ستاد حمايت از توليد كشور توافق شد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني وزارت صنايع و معادن؛ وزير صنايع و معادن در پايان نشست مشترك با بهمني رئيس كل بانك مركزي و مديران عامل بانكهاي دولتي ، با تشريح نتايج مذاكرات گفت : تشكيل ستاد مشترك حمايت از توليد بين بانك مركزي، وزارت صنايع و معادن و وزارت امور اقتصادي و دارايي يكي از تصميمات مهم اين نشست بود .

محرابيان با تشريح وظايف اين ستاد گفت : تامين نقدينگي ريالي و ارزي واحدها براي سرمايه در گردش آنها ، تداوم و توسعه توليد و تامين نقدينگي واحدهاي نيمه تمام كه با اجراي آنها تحولي جدي در حوزه صنعت و اقتصاد كشور ايجاد خواهد شد دو وظيفه مهم اين ستاد است .

وي وظيفه سوم اين ستاد را پيگيري اجراي طرحهاي صنعتي بخصوص طرحهاي آمايش صنعت كه خوشبختانه استقبال خوبي از آنها در استانها شده است برشمرد .

وزير صنايع و معادن در ادامه با بيان اينكه در اين نشست تصميمات بسيار خوبي اتخاذ شد ، از سوي سيستم بانكي و وزارت صنايع و معادن براي بهبود وضعيت نقدينگي توليدكنندگان و صنعتگران قول مساعد داد .

همچنين رئيس كل بانك مركزي با بيان اينكه اولويت اول سيستم بانكي تامين نقدينگي واحدهاي توليدي و صنعتي است افزود : 92 هزار ميليارد ريال براي اصلاح ساختار مالي بانكها و رفع مشكلات مالي آنها بصورت ارزي به بانكها اختصاص مي‌يابد .

بهمني با بيان اينكه چنانچه مشكل سرمايه در گردش واحدهاي توليدي و همچنين مشكل نقدينگي واحدهاي نيمه تمام حل شود و اين واحدها به بهره برداري برسد ، منجر به افزايش توليد و در نتيجه كاهش تورم خواهد شد افزود : اولويت نخست بانك مركزي و سيستم بانكي حل سرمايه در گردش و نقدينگي واحدهاي توليدي است .




نوشته شده در 1387/7/8ساعت توسط | نظر دهيد

حدید تیرین عکس های هنری




برچسب ها :

نوشته شده در 1387/6/28ساعت توسط | نظر دهيد

اگر بعداز ظهرها كسل هستيد، اين مطلب را بخوانيد.

حتما براي شما هم اتفاق افتاده كه هر روز صبح را پر انرژي شروع كرده و تمامكارهاي منزل و محيط كار را به خوبي انجام داده باشيد، بعد ناهار را در منزل يا پشت ميز اداره ميل كنيد و دوباره بخواهيد برنامه كاري خود را دنبال كنيد، اما در ساعت 2بعد از ظهر حس ‌كنيد تمركزتان كم شده و شديداً دلتان مي‌خواهد چرت بزنيد
 
در اين شرايط چطور مي ‌توان به سرعت نيروي خود را تقويت كرد؟ به نوشابه‌هاي انرژي‌زا فكر نكنيد! راه‌هاي طبيعي هم، براي افزايش سطح انرژي وجود دارد

به‌ نظر مي ‌رسد احساس خستگي به ريتم طبيعي و تنظيم بدن مربوط باشد. بسياري ازمردم حدود ساعت 2 تا 3 بعد از ظهر احساس خوابآلودگي مي‌ كنند. در بعضي فرهنگ‌ها خواب نيمروز وجود دارد و افراد معتقدند بعداز آن قدرت بازدهي آنها بيشتر مي‌ شود

متخصصان معتقدند در خواب آلودگي نيمروز همان اتفاقي مي ‌افتد كه درست قبل ازخواب شب مي‌ بينيم؛ يعني دماي مركزي بدن افت مي ‌كند و به مغز پيغام مي‌ دهد كه هورمون ملاتونين را ترشح كند. درست همين اتفاق در مقياس كوچك در ساعت 2 تا 4 بعد ازظهر رخ مي ‌دهد و مغز احساس خواب آلودگي را تجربه مي ‌كند

البته همه تقصيرها را نبايد بر گردن ريتم دروني بدن انداخت. درست است كه شماتوسط اين ريتم خواب‌آلوده مي ‌شويد اما عاداتغذاخوردن شما هم خستگي ايجاد مي ‌كند، طوري كه ميزان انرژي دريافتي با روندي صعودي،زياد مي‌ شود. متأسفانه اكثر مردم در آغاز روز سوخت كافي را به بدنشان نمي ‌رسانند

اگر اغلب بعد ازظهرها احساس سستي و كسالت مي ‌كنيد اين سؤالات را از خودتانبپرسيد: آيا صبحانه خورده‌ام؟ چه خورده‌ام؟ (يك فنجان چاي  صبحانه به حساب نمي ‌آيد) ناهار چه خورده‌ام؟ فستفود يا پيراشكي و هله هوله؟! پاسخ شما مشخص مي ‌كند، مشكل كار كجاست

يك فنجان چاي يا قهوه براي صبحانه و يك تكهشكلاتبراي ناهار ممكن است انرژي شروع و ادامه كار را فراهم كند اما سوخت طولاني مدتي كهدر طول روز به آن احتياج داريد، تأمين نمي ‌كند و تأثير آنها كوتاه مدت است

غذاهايي كه انرژي را تقويت مي ‌كنند

براي اينكه به خواب آلودگي و كسالت نيمروز دچار نشويد، اولين اقدام صرفصبحانه‌اي با كيفيت بالاست. اكثر آدم‌ها در اين مورد براي بچه‌ها موعظه و سخنرانيمي‌ كنند اما خودشان رعايت نمي ‌كنند

مقدار انرژي دريافتي در صبحانه براي خانم‌ها 300 تا 400 كالري و در آقايان حدود 500 كالري است. براي صبحانه اين منوها پيشنهاد می شود

غذاهايي كه از غلات (گندم، جو و..) تهيه شده و با شير مصرفمي ‌شوند كه البته شير بايد كم چرب باشد

نان سبوس دار ، كره بادام‌زميني و موز

 كلوچه‌ خانگي،املت، نان و پنير كم چرب

 يك ليوان آبميوه یا يك عدد ميوه تازه هم پيشنهاد  خوبي است.

شما براي ادامه فعاليت در طول روز به كربوهيدرات‌ها احتياج داريد؛ چون سوخت اصليمغز و عضلات به حساب مي‌ آيد. اما تحقيقات نشان مي ‌دهد افزودن پروتئين  به كربوهيدرات ، تمركز را افزايش مي ‌دهد و از نظرذهني و جسمي احساس بهتري پيدا مي‌ كنيد
حالا ممكن است فكر كنيد چون صبحانه كافي مصرف شده پس مي ‌توان از خير ناهار گذشتيا به يك ظرف سالاد اكتفا كرد و معمولاً دليل آن نداشتن وقت كافي يا كاهش وزن ذكر مي ‌شود. اين بزرگترين اشتباه ممكناست، چون سالاد حاوي پروتئين نيست و افت انرژي و كسالت در بعد از ظهر به سراغتانمي‌ آيد. اگر هم مايليد براي ناهار سالاد ميل كنيد، حتماً در آن از تخم مرغ، حبوبات يا مرغ خرد شده استفاده كنيد

براي ناهار از غذاهاي پرچرب بپرهيزيد؛ چون مدت زيادي در دستگاه گوارش مي‌ مانندتا هضم شوند و احساس پُري به شما دست مي ‌دهد. اين غذاها اگرچه پركالري هستند اماباز هم حس مي‌ كنيد انرژي كافي نداريد چون آنقدر حس پُري و سنگيني آنها زياد است كهشما را كسل و بي‌ حال مي‌ كند

وقتي دير شده

گاهي براي اقدامي اساسي دير شده است: صبحانه نخورده ايد، ناهار را با يك سالادگذرانده‌ايد و حالا قراراست گزارش كاري بنويسيد يا به تكاليف بچه‌ها رسيدگي كنيد وحسابي هم خوابتان گرفته است

لطفاً اشتباهتان را تكرار نكرده و به سراغ نوشابه گاز دار و يا قهوه نرويد. به اين توصيه‌هاعمل كنيد
 حركت كنيد. اگرامكان دارد در هواي آزاد قدمي بزنيد و يااگر در اداره هستيد 5 يا 6 بار از پله‌ها بالا و پايين برويد تا پمپاژ قلبتان بيشترشده وبدنتان گرم شود. ضمناً چند دقيقه ذهنتان را از موضوع كاري به سمت يك موضوعديگر منحرف كنيد. اين‌ كار شمارا دوباره شارژ مي‌ كند.

 مايعات فراموش نشود. يك ليوان آب سرد بنوشد.اگر كمي آبليمويتازه هم به آن اضافه كنيد، خوب است.

 به ‌خودتان سوخت برسانيد! اگر صبحانه و ناهار خوبي نخورده‌ايد يك ميان وعده غذايي لازم و ضروري است. بهترين انتخاب، اين موارد را شامل مي‌ شود: ميوه تازه، مغزها( گردو،پسته ، بادام، فندق و..) نان حاوي غلات كامل و سبوس

اين توصيه را هم به ياد داشته باشيد: از نور و روشنايي غافل نشويد. تحقيقات نشانداده است مواجهه كوتاه مدت(حدود 20 دقيقه) با نور سفيد و روشنايي سطح هشياري را افزايش داده و پاسخ مغز را تقويت مي ‌كند. در مواجهه با نور، ملاتونين ترشح نمي‌شود و خواب به سراغتان نمي ‌آيد اما اگر درب اتاق را بسته و چرت كوتاهي بزنيم چهمي‌ شود؟ چُرت كوتاه به‌ خصوص در شرايطي كه شب بيخوابي كشيده باشيد،راهكار خوبي است

البته شواهد نشان مي ‌دهد زمان اين چرت كوتاه بسيار مهم است و روي خواب شب تأثيرمي ‌گذارد. نبايد بعد از 3 عصر باشد و حدود 20 دقيقه كافي است.بيشتر از اين مقدارشما را كسل‌تر مي ‌كند

ترجمه: فرشته آل علي

 WebMD.com 




برچسب ها : سلامت , تغذیه , کسالت

نوشته شده در 1387/6/23ساعت توسط | نظر دهيد

زيره سياه يا زيره كرمانى گياهى است كه ريشه آن هم معطر و شيرين است . ساقه هاى آن كلفت و به شكل پاى غاز است كه در ابتدا راست است و بعد شاخه شاخه مى شود و تا پنجاه سانتيمتر ارتفاع پيدا مى كند.
گلهاى زيره سفيد و يا سرخ رنگ است كه ميوه آن به شكل زيره از آن پيدا مى شود و خيلى معطر است . اگر دانه زيره را در دست بگيريد و به آن نگاه كنيد خواهيد ديد كه داراى پنج خط كناره نازك است .
نام زيره در زبانهاى اروپايى از اسم فارسى قديمى آن گرفته شده است زيرا در ايران باستان به زيره (كرويا) مى گفته اند.

تاريخچه زيره
زيره از ادويه اى است كه انسانهاى ماقبل تاريخ آن را مصرف مى كرده اند. دليل اين ادعا اين است كه زيره را در خانه هاى درياچه اى كه مردم ماقبل تاريخ در آن سكونت داشته اند پيدا كرده اند. يونانيها و روميان از خواص آن بى اطلاع بوده اند ولى آن را مصرف مى كرده اند. ابن بيطار طبيب عرب آن را مى شناخته و مصرف آن را براى دفع نفخ شكم تجويز مى كرده است .
سنت هيلاگارد خواص و مزاياى زيادى براى زيره تشخيص داده و عقيده داشته است كه زيره نفخ شكم را برطرف كرده و خروج ادرار را زياد مى كند. كرمهاى روده را دفع كرده و معده را تقويت مى كند و تب را از بدن دور مى سازد.
در انگلستان زيره شهرت زيادى دارد چنانكه شكسپير در يكى از داستان هايش ، پهلوان داستان را دعوت مى كند كه سيب درختى را با زيره بخورد تا از نفخ شكم خلاص يابد.

خواص درمانى زيره
از زمانهاى بسيار قديم ، زيره جزو چهار تخم گرم وارد تركيبات دارويى براى درمان بيماريها شده است . زيرا تخم زيره داراى خواص تقويت كننده ، هضم كننده ، كرمكش ، ضد ثقل ، ضد نفخ و ضد قولنج كودكان و ضد تب و عارضه ((بلعيدن هوا)) بوده است و بهترين طريقه استعمال آن ، دم كردن آن است كه تخم زيره را در آب جوش دم كرده مى نوشند. و مقدار مصرف آن هم يك قاشق قهوه خورى در يك فنجان آب جوش بوده است كه بعد از هر غذا مصرف مى شود و يا اينكه عرق آن را مى گرفته اند و مصرف مى كرده اند، عرق زيره در هندوستان و پاكستان كنونى مصرف زيادى دارد.(5)

خواص غذايى زيره
روميان باستان زيره را مثل يك سبزى مى خوردند و مخصوصا ريشه آن را چون شيرين بود مثل هويج مصرف مى كردند و دانه زيره را كه بسيار معطر بود در سوسهاى معروف آپسيوس مصرف مى كردند.
ژول سزار امپراتور روم عقيده داشت كه ريشه هاى زيره سربازان والريس را از مرگ در اثر گرسنگى نجات بخشيد.
كشورهاى شمال اروپا هم از زمانهاى بسيار طولانى زيره را مى كاشته اند و آن را مثل سبزى مصرف مى كرده اند، ريشه آن را مثل هويج مى خورده اند و برگهاى تازه آن را در سالاد مصرف مى كرده اند.
دانه هاى زيره را مثل ادويه در كشورهاى شمال اروپا و اروپاى مركزى در سوپ ، راگو و كلم شور (شو كروت ) مصرف مى كرده اند. در آلمان و هلند پنير مخصوصى از زيره مى ساختند كه هنوز شهرت قديمى خود را حفظ كرده است . زيره را در آلمان ، مجارستان و قفقاز به نان مى زنند و نانهاى قندى و شيرينى هاى سنتى مخصوصى در اين كشورها از زيره تهيه مى كنند.
در انگلستان يكى از آداب آشپزى معروف اكسفورد اين است چند دانه تخم زيره در سيب درختى فرو كنند و آن را در كوره بپزند و به عنوان دسر مصرف نمايند.
در فرانسه نُقل مخصوصى از زيره درست مى كنند كه ساليان دراز به اين طرف اين نقل معروفيت زيادى دارد. 
 




برچسب ها :

نوشته شده در 1387/6/23ساعت توسط | نظر دهيد

دكتر محمدصادق كرماني از معروف‌ترين و حاذق‌ترين پزشكاني است كه در امر تغذيه فعاليت مي‌‌كند و برنامه‌هاي او براي رفع چاقي يا لاغري، مثمرثمر واقع شده و به همين خاطر مراجعين زيادي را هر روزه پذيرا مي‌‌شود. در ساليان اخير برنامه‌هاي رژيمي او چنان با استقبال مواجه شد كه از برنامه‌هايش به عنوان «رژيم دكتر كرماني» ياد مي‌‌كنند. اين پزشك حاذق در طبابت خود مسائل روانشناسي را هم در نظر مي‌‌گيرد و فقط به بيمار نمي‌‌گويد اين را بخور، آن را نخور، بلكه چنان او را توجيه مي‌‌كند، تا خود بيمار تصميم نهايي را بگيرد. همايش‌هاي او هميشه با استقبال مواجه مي‌‌شود و مطبش هميشه پر از افرادي است كه مي‌‌خواهند با كمك او يا چاق شوند يا لاغر...
از اين شماره دكتر كرماني تجربيات خود را در اختيار ما و شما قرار مي‌‌دهد. به اين اميد كه مورد توجه و استقبال واقع شود.
فست فود... رستوران‌هاي شيک و زيبا... لذيذ و اشتهاآور... ارزان و سريع... جذاب و اغوا‌کننده... آري! ‏ اما اين يک سونامي‌ جديد است که سلامت نسل‌مان را به مخاطره انداخته است.‏ گسترش فرهنگ خوردن فست فود و فرار از غذاهاي اصيل آشپزخانه‌هاي‌مان (غذاهاي دست پخت مادر) سبب بيماري‌هاي اين دوران مانند: چاقي، ديابت، سرطان و... شده است.‏
تبديل شدن مصرف اين نوع غذاها به يک عادت باعث دور شدن ما  از تغذيه صحيح و علم پزشکي شده است.‏ اما آيا هر آنچه که هر روز در رسانه‌هاي جمعي از آمار و ارقام در اين باره مي‌شنويم، دروغ‌پردازي است؟
به اين مثال تاريخي توجه کنيد:‏
«در بيست سال گذشته، کشور چين، کمترين ميزان چاقي در جهان را به نام خود ثبت کرد. با اين نسبت که، چاقي در مردان چيني  دو درصد و در زنان چيني شش درصد ثبت شد».‏ بعد از نابودي افکار لنين و مارکس و در نتيجه ارتباط يافتن چين با آمريکا و غرب، فرهنگ غربي وارد تمدن چين شد. يکي از نمونه‌هاي اين تغييرات، رو آوردن چيني‌ها به غذاهاي سريع (يا همان فست‌فود) و نوشابه‌ها بود.‏ چندي نگذشت که اين تغييرات، ميزان چاقي را در چين بسيار افزايش داد، چاقي مردان به 14 درصد و چاقي زنان به 16 درصد رسيد. اين افزايش، بي‌سابقه و تعجب‌برانگيز بود. اگر در حال حاضر جمعيت کشور چين را يک ميليون به حساب آوريم، حدود شصت ميليون مرد و زن چيني، وزنشان به سبب استفاده از فست فود، به حد چاقي رسيده است.‏

بيماري فست‌فود
‏1- دسترسي آسان، پخش گسترده و قيمت‌هاي نسبتا پايين، نقش مهمي ‌در گسترش مصرف اين گونه غذاها ايفا مي‌کند. اين گسترش مصرف غذاهاي آماده سبب ابتلاي تعداد زيادي از مردم به چاقي يا همان بيماري قرن که آن را مادر بيماري‌ها مي‌نامند، شده است.‏
‏2- غذاهاي آماده معمولا با نوشابه‌هاي گازدار همراه مي‌شوند. اين نوشابه‌ها خود داراي کالري بالايي مي‌باشند ولي در عوض حاوي هيچ مواد مغذي مانند ويتامين‌ها، املاح، الياف و... نمي‌باشند. بنابراين اين گونه غذاها نفعي جز چاقي ندارد!
به اين نکته نيز بايد توجه شود که خطرات نوشابه‌ها فقط به چاقي ختم نمي‌شود؛ مثلا مصرف نوشابه‌ها يکي از موارد مهم ابتلا به بيماري خطرناک پوکي استخوان مي‌باشد.‏
‏3- روغني که در پخت چيپس و فست فود استفاده مي‌شود، روغن جامد نباتي اشباع شده است که از خطرناک‌ترين انواع روغن‌ها براي سلامتي انسان است.‏ آن‌ها به اين دليل از اين روغن‌ها استفاده مي‌کنند که درجه بالاي گرما را تحمل مي‌کند و مي‌توانند از آن روغن به كرات استفاده نمايند. در حالي که مي‌توان از روغن‌هاي مايع اشباع نشده استفاده کرد که اين گونه روغن‌ها مي‌توانند حرارت بالا را تحمل کند و تغييري نکنند. شايد رستوران‌داران فست‌فود ادعا كنند که چون روغن گياهي خالي از کلسترول مي‌باشد از آن‌ها استفاده مي‌کنند! ولي بايد بدانيد که گرم شدن اين روغن‌ها در درجه‌هاي بالا و استفاده مکرر آن‌ها باعث ضررهاي بي‌حد و حصري مي‌شوند که در جاي خود بحثي دارد.
‏ 4- فست فودها معمولا داراي کالري بالا و الياف (فيبر) کم مي‌باشند به همين علت نتيجه‌اي جز چاقي در بر نخواهند داشت.‏
‏5- تنوع زياد، ادويه‌هاي مختلف و خوشبو و همچنين زيبا وجذاب بودن ظاهر اين نوع غذاها، سبب مي‌شود که مصرف آنها و در نتيجه چاقي بيشتر شود.‏
‏6- يکي از مواد اصلي تشکيل‌دهنده فست‌فودها سوسيس و کالباس مي‌باشد. براي نگهداري بيشتر از اين دو فرآورده بايد از ماده‌اي به نام نيترات استفاده کرد که يکي از مواد خطرناک و سرطان‌زا مي‌باشد.‏
‏7- برخي از فست‌فودها را بر روي زغال آماده مي‌کنند. در حين پخت، روغن‌هايي که بر روي ذغال مي‌ريزد فورا مي‌سوزد، که باعث ايجاد دي‌اکسيدکربن و سياهي قسمتهايي از گوشت‌هاي پخته شده مي‌شود که کمک زيادي به ايجاد سرطان مي‌کند.‏ يکي از مشکلاتي که باعث گسترش اين فرهنگ غلط و مضر شده است، آشپزخانه‌ها مي‌باشد.‏ براي مثال در کشورهاي خليجي، استفاده از خدمتکاران براي پخت باعث شده است که ديگر دختران، آشپزي را نياموزند و به رستوران‌ها پناه ببرند.‏
امروزه درصد چاقي در جهان براي سنين 15 تا 20 سال، بالغ بر 20 درصد، اما در کشورهاي خليج اين نسبت به 30 درصد در دانش‌آموزان پسر و 50 درصد در دانش‌آموزان دختر رسيده است.‏
پس چه بهتر است که هر چه زودتر از اين موج خطرناک سونامي‌ دوري کنيم تا نسل‌هاي آينده گرفتار آن نشوند...‏





برچسب ها :

نوشته شده در 1387/6/23ساعت توسط | نظر دهيد